مرتضی عالی حسینی
گروه شهرستان ها: دقایقی از نیمه شب و انتشار خبر حمله دشمن آمریکایی به بوشهر نگذشته است که زنگ تلفنها به صدا در می آید و هر کسی سراغ عزیزی را میگیرد ؛ اولین سئوال همه یکسان است: «همه سالم هستید؟»
با روشن شدن هوا، بوشهر کمکم از سکوت شب فاصله میگیرد. خیابانها خلوتتر از روزهای عادی به نظر میرسند، اما خالی نیستند. خودروها در مسیرهای اصلی تردد میکنند، کارگران و کارمندان که شب پرالتهابی را پشت سر گذاشتهاند، راهی محل کار میشوند. نگاهها بیشتر از همیشه به تلفنهای همراه دوخته شده است؛ هر خبر تازه، چند دقیقهای موضوع گفتگوی مردم میشود.
در گوشهوکنار شهر، نشانههای شب گذشته هنوز دیده میشود. بعضیها از صداهای انفجار شبانه و برخی دیگر از تماسهایی که تا صبح ادامه داشته است، سخن به میان می آورند؛ با این حال، آنچه بیش از هر چیز به چشم میآید، تلاش مردم برای بازگرداندن زندگی به روال معمول است. قرارهای کاری لغو نشده، ادارهها فعالیت خود را آغاز کردهاند و بسیاری از مغازهها با وجود نگرانی ، فعالند.
در روزهایی که نام بوشهر بارها در صدر خبرها قرار گرفته است، تصویر شهر فقط در قاب خبرهای حمله خلاصه نمیشود. بیرون از قاب دوربینها، خانوادههایی هستند که کنار یکدیگر ماندهاند، کسبهای که محل کارشان را ترک نکردهاند و مردمی که میان نگرانی و امید، تصمیم گرفتهاند زندگی را در شهر خود ادامه دهند .
این نخستین تصویری است که بوشهر در صبح پس از حمله پیش روی هر رهگذری میگذارد؛ شهری که زخمی است، اما خالی نیست. شهری که مردمانش، پیش از هر چیز، ماندن کنار خانه و دیارشان را انتخاب کردهاند و ایستادگی در مقابل متجاوزان را در میان غبار حملات و شایعات ، از نیاکان خود آموخته اند.
اینجا خانه ماست
بسیاری از خانوادههای بوشهری، در روزهای گذشته از دوستان و بستگان خود در شهرهای دیگر، پیشنهاد اسکان موقت دریافت کردهاند. برخی ها به دلیل وجود بیمار در خانواده شان، چمدان بستهاند، بعضیها هم تا آستانه رفتن پیش رفتهاند، اما بسیاری از مردم در نهایت تصمیم گرفتهاند بمانند. تصمیمی که علت آن را باید در ایستادگی و دلبستگی به خانه و کاشانه یافت.
یکی از ساکنان محله بهمنی میگوید:ترس را نمی توان انکار کرد؛ هر کسی جای ما باشد، نگران خانوادهاش میشود. اما وقتی بوشهر همه زندگیات است، رفتن تصمیم سادهای نیست.
این حس را میتوان در همه بوشهری های دیگر هم دید، به همین دلیل، با وجود همه نگرانیها، بسیاری از مردم ترجیح می دهند در کنار خانواده و همسایههایشان بمانند و ایستادگی مردمان بندر را باردیگر تمرین کنند.
در گزارشهای میدانی منتشرشده طی روزهای اخیر نیز این موضوع بارها تکرار شده است؛ شهروندانی که میگویند نگرانی را پنهان نمیکنند، اما ترک شهر را هم نخستین انتخاب خود نمیدانند. شاید همین جمله، حال و هوای این روزهای بوشهر را بهتر از هر توصیفی بیان کند؛ «خانه را در روزهای سخت، بیشتر از همیشه باید حفظ کرد.»
شهری که تنها نماند
در روزهای گذشته، آنچه بیش از هر چیز در محلههای مختلف بوشهر به چشم میآید، رفتوآمد همسایهها به خانه یکدیگر است. تلفنها فقط برای پرسیدن خبر حمله زنگ نمیخورند؛ بسیاری تماس میگیرند تا مطمئن شوند کسی به کمک نیاز نداشته باشد. یکی سراغ سالمندان فامیل را میگیرد، دیگری برای خانوادهای که نگران ماندهاند، آب و نان میبرد و عدهای هم فقط برای دلگرمی، چند دقیقهای کنار هم مینشینند.
در یکی از محلههای قدیمی شهر، زنی که سالهاست ساکن همان کوچه است، میگوید: بعد از هر حمله، اولین کاری که میکنیم این است که زنگ خانه همسایهها را میزنیم. اگر همه سالم باشند، خیالمان راحتتر میشود.
همدلی مردم بندر بوشهر فقط در کلام و سخن نیست. بسیاری از کسبه، بدون آن که کسی از آنها بخواهد، ساعت کار خود را با نیاز مردم تنظیم کردهاند. نانواییها، داروخانهها، مراکز درمانی، نیروهای خدمات شهری و امدادی نیز فعالیت خود را ادامه می دهند تا زندگی روزمره مردم با کمترین اختلال مواجه نشود.
شاید همین همراهیهاست که سبب شده است با وجود روزهای پراضطراب، احساس تنهایی در شهر کمتر دیده شود. هر خانواده میداند اگر اتفاقی رخ دهد، پیش از رسیدن نیروهای امدادی، این همسایهها هستند که پشت در خانه حاضر میشوند. در بوشهر، این رسم تازهای نیست؛ اما روزهای سخت، ارزش آن را بیشتر از همیشه آشکار میکند.
ریشههای ایستادگی
بوشهر، پیش از آن که در خبرهای این روزها نامش تکرار شود، بارها روزهای دشوار را تجربه کرده است. این شهر، خاطره مقاومت را نه فقط در کتابهای تاریخ، بلکه در کوچهها، خانهها و روایت خانوادههایش حفظ کرده است. از ایستادگی رئیسعلی دلواری و یارانش در برابر نیروهای متجاوز گرفته تا سالهای دفاع مقدس که آژیر خطر، بخشی از زندگی مردم جنوب شده بود؛با چنین پیشینه ای، نسلهای مختلف این استان با مفهوم ماندن و دفاع از خانه بیگانه نیستند.
شهید رئیسعلی دلواری مبارز مشروطهخواه و رهبر قیام جنوب در تنگستان و بوشهر علیه نیروهای بریتانیا در دورهٔ جنگ جهانی اول بود . او ضمن ایستادگی در مقابل تجاوز انگلیسی ها به قصد تصرف مناطقی از ایران، آنها را شکست داد و به این ترتیب اشغال این بندر و درپی آن شیراز، هرگز توسط بیگانگان محقق نشد و انگلیسی ها متحمل شکستی تاریخی در ایران زمین شدند.
شاید به همین دلیل است که این روزها، بسیاری از مردم وقتی از تصمیم خود برای ماندن حرف میزنند، آن را یک رفتار استثنایی نمیدانند. برای آنها، حفظ آرامش، مراقبت از خانواده و ادامه دادن زندگی، همان کاری است که پدران و مادرانشان نیز در روزهای سخت انجام داده بودند و مقاومت کرده اند.
یکی از معلمان بازنشسته بوشهر میگوید: «این شهر همیشه روی پای خودش ایستاده است. هیچ کس از جنگ و ناامنی استقبال نمیکند. اما اگر روز سختی فرا برسد، اولین فکرمان ترک خانه نیست؛ اول به این فکر میکنیم که چطور کنار هم بمانیم و از شهرمان مراقبت کنیم.
این نگاه را میتوان در رفتار بسیاری از شهروندان دید؛ نه در حرف، بلکه در تصمیمهای روزمره. مغازهای که باز میشود، ادارهای که خدماتش را ادامه میدهد، پرستاری که سر شیفت حاضر میشود و خانوادهای که با وجود نگرانی، خانهاش را ترک نمیکند، همه و همه بخشی از همین روایت است؛ روایتی که نشان میدهد ایستادگی برای مردم بوشهر، پیش از آنکه یک شعار باشد، بخشی از تجربه تاریخی و سبک زندگی آنهاست.
برپایی تجمعات شبانه مردم بوشهر
اما ایستادگی مردمان این دیار فقط ادامه فعالیت های روزمره و آمادگی آنها برای مواجهه با دشمنان در بیرون راندن از خاک کشورمان خلاصه نمی شود،بلکه مردم بوشهر همچنان با برپایی باشکوه تجمعات شبانه با عنوان «میدان ایستادگی»، با آرمان های انقلاب اسلامی تجدید پیمان کرده و با سردادن شعارهای وحدتبخش، بر ضرورت حفظ انسجام اجتماعی و اقتدار کشور تأکید می کنند.
یکی از دانشجویان دانشگاه خلیجفارس بوشهر در حاشیه این تجمع گفت: دشمن نمیداند که ما فرزندان رئیسعلی دلواری هستیم. امروز در دانشگاه، قلم ما همان سلاحی است که در کنار بصیرت، نقشههای شوم استکبار را نقش بر آب میکند. ما برای خونخواهی رهبر شهیدمان و سرداران جبهه مقاومت، ایستادهایم و مطالبهگر انتقامی سخت و پشیمانکننده هستیم.
یک معلم باسابقه بوشهری نیز با تأکید بر تربیت نسل تراز انقلاب اسلامی، اظهار داشت: در کلاس درس به دانشآموزانم میآموزم که امنیت امروز ما، مدیون خون شهداست. حضور ما در این میدان، پیامی روشن به دشمن بوده که آموزش و فرهنگ ما در مسیر استکبارستیزی است. ما معلمانی هستیم که فرزندانمان را با روحیه جهادی تربیت میکنیم تا بدانند دشمن هیچگاه از طمع خود دست برنمیدارد و راه مقابله با آن، فقط وحدت و ایستادگی است.
یک مهندس ساختمان نیز که در این تجمع حضور داشت، تصریح کرد: اقتدار کشور فقط در میدان نبرد نیست، بلکه در سازندگی و توسعه نیز تبلور مییابد. ما به عنوان مهندسان این مرز و بوم، با کار و تلاش شبانهروزی، کمر تحریمها را میشکنیم. ما خواستار پاسخی مقتدرانه از سوی نیروهای مسلح هستیم و اطمینان داریم که این پاسخ، همچون ستونهای استوار سازههایمان، لرزه بر اندام دشمن خواهد انداخت.
بوشهر، چشم به فردا
غروب که از راه میرسد، شهر آرامتر از ساعات میانی روز می شود. مردم زودتر از معمول به خانههایشان برمیگردند، چراغ خانهها روشن است و کوچهها بیرفتوآمد نماندهاند. خبرها همچنان دنبال میشود و نگرانیها هنوز از بین نرفته ، اما زندگی در انتظار پایان خبرها متوقف نشده است.
سالها بعد، همین خاطرات ایستادگی در حافظه مردم بوشهر با صداهای آشنا به یاد آورده خواهد شد؛ صدای تلفنی که نیمهشب زنگ خورد، صدای همسایهای که جویای حال دیگران شد، صدای کرکره مغازهای که دوباره بالا رفت و صدای کودکی که با همه نگرانیها، باز هم در کوچه خندید. همین صحنههای ساده، تصویر کاملتری از بوشهر امروز میسازد؛ شهری بندری که خبر حمله را تجربه کرده، اما اجازه نمی دهد که حمله، هویت و زندگی روزمرهاش را از او بگیرد.
چند سال بعد وقتی از این روزها سخن گفته شود، بیش از هر چیز از موشکهای دشمن یاد نخواهد شد؛ بلکه از مردمی سخن به میان می آید که در سختترین روزها، خانه و سرزمین مادری را تنها نگذاشتند؛ مردمی که مانند نسلهای پیش از خود، باور دارند که شهر، فقط مجموعهای از خیابان و ساختمان نیست؛ بلکه مکانی است که امسان ها در روزهای سخت، بیشتر از همیشه کنار هم میایستند و این همان رمز ماندگاری و پایداری در مواجهه با دشمنان است.
شما چه نظری دارید؟